العلامة المجلسي
563
حياة القلوب ( فارسي )
حق تعالى بسوى أو وحى نمود كه : كفى از كيسهء خود بردار وبر زمين بپاش - ودر آن كيسه نمك بود - پس ايّوب كفى از نمك گرفت وبر زمين پاشيد ، پس اين عدس بيرون آمد ، يا نخود بيرون آمد « 1 » . وظاهر حديث آن است كه اين دانه پيشتر نبود وبه بركت آن حضرت بهم رسيد . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : حق تعالى مؤمن را به هر بلائي مبتلا مىگرداند وبه هر نوع مرگى مىميراند امّا أو را به بر طرف شدن عقل مبتلا نمىگرداند ، آيا نمىبينى ايّوب را كه خدا چگونه مسلط گردانيد شيطان را بر مال وفرزندان وأهل وبر همه چيز أو ، ومسلط نگردانيد أو را بر عقل أو ، وعقل را براي أو گذاشت كه اعتقاد به وحدانيّت خدا بكند وأو را به يگانگى بپرستد « 2 » . ودر حديث معتبر ديگر فرمود : در قيامت زن صاحب حسنى را بياورند كه به حسن وجمال خود به گناه افتاده باشد ، پس گويد : پروردگارا ! خلقت مرا نيكو كردى وبه اين سبب من به گناه مبتلا شدم . حق تعالى فرمايد كه مريم عليها السّلام را بياورند ، پس فرمايد : تو نيكوترى يا مريم ! به أو چنين حسنى دادم وفريب نخورد به حسن وجمال خود . پس مرد مقبولي را بياورند كه به حسن وقبول خود به گناه مبتلا شده باشد ، پس گويد : خداوندا ! مرا صاحب جمال آفريدى وزنان بسوى من مايل گرديدند ومرا به زنا انداختند . پس يوسف عليه السّلام را بياورند وبه أو بگويند : تو نيكوتر بودى يا يوسف ! ما أو را حسن داديم وفريب زنان نخورد . پس بياورند صاحب بلائي را كه به سبب بلاى خود معصيت پروردگار خود كرده باشد ، پس گويد : خداوندا ! بلا را بر من سخت كردى تا آنكه به گناه افتادم . پس ايّوب عليه السّلام را بياورند وبگويند : آيا بلاى تو شديدتر بود يا بلاى أو ؟ ما أو را به چنين بلائي مبتلا كرديم ومرتكب گناه نشد « 3 » .
--> ( 1 ) . كافى 6 / 343 ؛ محاسن 2 / 308 . ( 2 ) . كافى 2 / 256 . ( 3 ) . كافى 8 / 228 .